تبلیغات
کنکاش انتقادی
* سید کمال‌الدین دعائی

در ابتدای دههٔ 1990، نظریه‌پرداز سیاسی در دانشگاه هاروارد به نام «جوزف نای» (Joseph Nye) مفهومی را ابداع کرد که شاید هیچ‌گاه تصور نمی‌کرد روزی به واژگان فشن میان مردمان جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود: «قدرت نرم». او این اصطلاح را در کتاب‌ش با نام «ناگزیر از تقدم: طبیعت متغیر قدرت آمریکایی» و سپس در کتاب سال 2004 خود با نام «قدرت نرم: ابزارهایی برای موفقیت در سیاست‌های جهانی» این‌گونه تعریف می‌کند: "قدرت نرم، توانایی شکل دادن به ترجیحات و اولویت‌های دیگران است اما نه با استفاده از تحمیل و تطمیع، بلکه از طریق جذب، هم‌کاری و اغوا." او در خلال این سال‌ها و در ضمن تألیفات خود، به طرح و توسعهٔ مفاهیم مرتبط هم‌چون دیپلماسی عمومی و دیپلماسی فرهنگی و نیز قدرت هوش‌مند پرداخته است. او معتقد است در عصر انفجار اطلاعات، تشخیص اطلاعات ارزش‌مند بسیار مهم است و کسی که بتواند این مساله را درک کند در دست‌یابی به قدرت نرم موفق‌تر عمل می‌کند.

شاید اغراق نباشد اگر این استعاره و مشتقات آن را یکی از پربسامدترین کلیدواژه‌های رایج در ادبیات سیاسی و فرهنگی کشورمان در چند سال اخیر و خصوصا سال گذشته به حساب آوریم.

با این حال هنوز مشخص نشده است که چرا برخی نظریه‌پردازان خاص تاکنون اعتراضی نسبت به مانور نهادهای حکومتی روی این مفاهیم صورت نداده‌اند؛ به ویژه آن‌هایی که همیشه بر «عدم فعالیت در پارادایم‌های غربی» تأکید کرده‌اند. اما آیا در غرب و در میان دولت‌مردان غربی نیز این کلیدواژه این‌قدر محبوبیت دارد؟ با اندکی جست‌وجو ثابت می‌شود که خیر! به ندرت پیش آمده است که یک مقام مسئول غربی این مفهوم را دست‌کم علناً به رسمیت بشناسد؛ اگر نگوییم هرگز.

با این مقدمه، ورود به آن‌چه هدف طرح آن را دارم آسان‌تر است: آیا ارتباطی بین دو تعبیر «قدرت نرم» و «جنگ نرم» و اصالت آن‌ها وجود دارد؟ برای دریافت پاسخ این سؤال، وقت زیادی را صرف جست‌وجو در منابع فارسی و انگلیسی کردم. تفحص در صفحات و نوشته‌های فارسی، نشان داد که در این سال‌ها این دو مفهوم در ایران با هم یکی انگاشته شده، به طرز عجیبی بدل از یک‌دیگر به کار رفته‌اند. در این‌که منشأ مفهوم «قدرت نرم» همان نظریات «جوزف نای» (به عنوان یک نظریهٔ قدرت در کنار ده‌ها نظریهٔ دیگر) است، تردیدی نیست و مسلما هم‌زمان با طرح آن در غرب، به واسطهٔ ترجمه در ایران نیز منعکس شده است، اما تلاش من برای کشف این‌که اصطلاح «جنگ نرم» اولین بار توسط چه کسی و در چه موقعیتی در ایران مطرح شده است، به نتیجه نرسید.

به خوانندهٔ این سطور حق می‌دهم که این کنج‌کاوی را احیاناً بیهوده بینگارد؛ اما واقعیت ناگفته آن است که نه تنها «جوزف نای»، که هیچ نظریه‌پرداز مطرح غربی دیگر نیز هیچ‌گاه از Soft War یا Soft Warfare یا Soft Conflict و تمامی آن‌چه که با نام «جنگ نرم» معرفی شده‌اند، سخن نگفته است. واقعیت آن است که برخلاف آن‌چه امروز در رسانه‌های ایرانی مطرح می‌شود، «جوزف نای» نظریه‌پرداز «قدرت نرم» است، نه «جنگ نرم»! تمامی آن‌چه که در منابع انگلیسی حول «جنگ نرم» (Soft War) یافت می‌شود، چیزی در حد یک جلد کتاب از سال 1988 دربارهٔ سیاست‌های اقتصادی ایالات متحده در آمریکای مرکزی و یا چند مقالهٔ متفرقه در ژورنال‌های علوم سیاسی دههٔ 1960 است که همگی کاملا بی‌ارتباط با تصور فعلی در ایران هستند. جالب است که تقسیم‌بندی مجعول «جنگ سخت، جنگ نیمه‌سخت، جنگ نرم» را در هیچ کدام از کتاب‌های آرشیو کتاب‌خانه‌ٔ دیجیتال گوگل و یا صفحات ویکی‌پدیا نتوانستم بیابم و نتیجهٔ جالب‌تر وقتی حاصل شد که برای نمونه، کلیدواژهٔ Semi-Hard Conflict را جست‌وجو کردم.

مسلما راه جعل و ابداع مفاهیم جدید بر هیچ متفکر و اندیشه‌مندی در هیچ دوره‌ای بسته نیست، اما آن‌چه برای من غامض می‌نماید این است که چرا این تعبیر جدیدالتأسیس را همیشه به «جوزف نای» منتسب کرده‌اند. آن‌چنان‌که این انتساب نابه‌جا، تا حد تحریف سخنان این سیاست‌پژوه نیز پیش‌ رفته است. آخرین نمونه از این مسئله، مربوط به سخنرانی نای در 20ژوئن 2010 در جلسهٔ آغازین پارلمانی شورای انگلستان است که با عنوان «قدرت نرم و دیپلماسی عمومی در قرن 21» ایراد شده است. اگرچه جوزف نای به سیاق آثار قبلی خود، در هیچ کجای نطق‌ش عبارت «جنگ نرم» را به کار نبرده است، گویی این مسئله به مذاق مترجم سایت مربوط خوش نیامده است و دست به تحریف سخنان او زده، عبارت Soft Power در سخن‌رانی نای را به «جنگ نرم» ترجمه کرده است!

اطمینان من از این فرارَوی وقتی قطعیت یافت که این مسئله را با خود «جوزف نای» مطرح کردم. در ایمیلی که برای او فرستادم، دو سؤال را از او پرسیدم: "1. آیا شما چنان‌که مفهوم «قدرت نرم» را بررسی کرده‌اید، مفهومی به نام «جنگ نرم» را به رسمیت می‌شناسید؟ 2. اگر با رسمیت این مفهوم موافق هستید، تعاریف و مصادیق این مفهوم را در کدام یک از آثار شما می‌توان یافت؟"

پاسخ «نای» اما قلیل و دلیل بود: "من عبارت «جنگ نرم» را به کار نبرده‌ام، و در مورد معنای آن اطمینانی ندارم."

قرار نیست که ما نیز به دام این مغالطهٔ رائج بیفتیم و از یک فکت زبان‌شناختی، واقعیتی وجودشناختی را نتیجه بگیریم یا انکار کنیم، اما روشن است که بین مفهوم «قدرت» و «جنگ» تفاوت بسیار است و هر کدام از حیطه‌ای مجزا حکایت دارند. در حوزهٔ روابط بین‌الملل، «قدرت» در توضیح مفاهیم زیر به کار می‌رود:

• قدرت به عنوان «هدف» حکومت‌ها یا رهبران؛
• قدرت به عنوان «معیار» تأثیر یا کنترل بر روی پیامدها، وقایع، بازیگران و موضوعات سیاسی؛
• قدرت به عنوان بازتاب «پیروزی» در کش‌مکش‌‌ها و حصول «امنیت»؛ و
• قدرت به عنوان «کنترل» بر روی منابع و ظرفیت‌ها.

اما آیا واژهٔ «جنگ» نیز از چنین ظرفیتی در برنامه‌ریزی و اجرا برخوردار است؟ «جنگ» بیش از هرچیز قلع‌و‌قمع، حذف و تخریب، کشته و زخمی شدن، پیش‌روی، تصاحب و غنیمت را یادآوری می‌کند.

پیش از ادامهٔ بحث، لازم است که برای مشخص شدن حدود و ثغور موضوع، دو برداشت متداول اما غیر دقیق از «جنگ نرم» را در بحث خود مستثنی کنم. یکی تصوری است که جنگ نرم را با جنگ‌های نرم‌افزاری و رایانه‌ای (از قبیل هک و آلوده‌سازی رایانه‌ها و وب‌سایت‌ها) یکی می‌انگارد، و دیگری آن‌که جنگ نرم را معادل مفاهیمی معمول و کهنه هم‌چون «جنگ سرد» و «جنگ روانی» قلم‌داد می‌کند؛ چرا که در غیر این‌صورت و با توجه به تاکتیک‌هایی که برای چنین «جنگ نرم»ی عنوان شده است، حضور در این عرصه فعالیتی جز «دفاع» و «خنثی‌سازی» را شامل نخواهد شد. قطعا انتظار نداریم که بتوان با استفاده از شیوه‌های غیراخلاقی و باطلی هم‌چون برچسب‌زدن، کلی‌گویی، دروغ بزرگ، جاذبه‌های جنسی، ترور شخصیت و مبالغه، اهداف متعالی خود را پیش ببریم!

در ادامه، پیش‌دستانه چنین تصور می‌‌کنیم که «جنگ نرم» به هنگام فزونی تضاد و تنازع میان قدرت‌های نرم اتفاق می‌افتد. منطقی خواهد بود اگر در این جدال، به شیوهٔ احسن عمل کنیم و معیارهای گروهی که مبنای «جنگ نرم» مطروح را همان «قدرت نرم» جوزف نای می‌دانند به عنوان فرض مقبول در نظر بگیریم. به این شیوه، نقد و آسیب‌شناسی آن‌چه در حال حاضر و در کشورمان تحت عنوان «جنگ نرم» در جریان است، معقول می‌نماید. جوزف نای گفته است: "انتقاد از خود، برای قدرت نرم بسیار حیاتی است."

توجه اول در آسیب‌یابی این ورطه، بایستی معطوف به خلط رایج میان منابع، اهداف و عرصهٔ «قدرت نرم» باشد. بنابر قرار پیشین، مراجعه به آراء «جوزف نای» در تشریح قدرت نرم نشان می‌دهد که او این قدرت را قدرت در دست سیاست‌مداران و هدف آن را عرصهٔ سیاسی و روابط بین‌الملل وصف می‌کند و بدین منظور منابعی را برای این قدرت برمی‌شمارد. از جملهٔ این منابع ذهنیت مخاطب، فرهنگ، منابع اقتصادی، قدرت نظامی، و استراتژی حکومت است. نای «عرصه»‌ی قدرت نرم را ذهن و روان انسان‌ها می‌داند.

جالب است بدانیم که این روند در ایران به شکل کاملا معکوسی تعریف و اجرا می‌شود. ذهنیت غالب در کشور ما، «فرهنگ» را نه به عنوان یک منبع و منشأ، که سوژه و هدف و گاه عرصهٔ قدرت نرم می‌پندارد و انتظار دارد که جنگ نرم از سوی مسئولین سیاسی آغاز شود و در حوزهٔ فرهنگ به ثمر بنشیند.

گلایه‌های معمول هنرمندان و اهالی فرهنگ به ویژه آن دسته که داعیهٔ ارزش‌های انقلابی و اسلامی دارند، این باور را تصدیق می‌کند. من نه منکر هوش‌مندی سوی مقابل و حرکات فرهنگی غربی و آن‌چه که طی این سال‌ها با عنوان «تهاجم فرهنگی» و توسط دلسوزان گوشزد شده است، هستم و نه منکر ضرورت فعالیت‌های مفید و حساب‌شده در عرصهٔ فرهنگ و رسانه، اما این همه در به‌ترین حالت می‌تواند به عنوان مقدمات قدرت نرم پذیرفته شود، نه اهداف آن. طرفه آن‌که «جوزف نای» خود بر این مسئله تأکید می‌کند که «قدرت نرم» مترادف با «فرهنگ» نیست و می‌گوید: "بین قدرت به عنوان منبع (چیزی که می‌توانیم مورد استفاده قرار دهیم) و قدرت به عنوان رفتار، تفاوت وجود دارد". این اشتباه در کنار تغافل از دیگر منابعی که نای برای قدرت نرم مطرح کرده است -خصوصا قدرت اقتصادی دولت-، یکی از علل اصلی عدم حصول نتیجه از فعالیت‌های صورت‌گرفته در جمهوری اسلامی است.

آسیب دیگری که بر فکر و عمل جنگندگان نرم عارض شده است، تقلیل تمامی تمرکز و توجه به حوزه‌های ابزاری و واسطه‌ای به ویژه رسانه‌ها است. این روی‌کرد با غلبهٔ نگاه انفعالی که پس از این بدان می‌پردازیم، می‌تواند معلول باور غلط در یکی‌انگاشتن «جنگ نرم» با «جنگ روانی» باشد. چندی پیش شنیده شد که یک معاون فرهنگی در دولت، تصویر لوگوی یکی از روزنامه‌های صبح ایران را «مصداق بارز جنگ نرم» عنوان کرده است.

این رشتهٔ قضاو‌ت‌های غریب سر دراز دارد، اما واقعیت آن است که این «تقلیل‌گرایی» و «نمادگرایی» جزمی نه تنها باعث تقویت قوای نرم و ظرفیت فرهنگی در کشور نخواهد شد، بل به دلیل تنیدن تاروپودی بی‌بنیان و بی‌حاصل بر گرد نهادهای درگیر در این عرصه، چه بسا عاملی برای هزیمت فرهنگی نیز خواهد شد. غم‌انگیزتر از هر چیز شاید آن باشد که این شیوه نه در مورد منابع یا اهداف، که دربارهٔ «عرصه»‌ی قدرت نرم در پیش گرفته شده است؛ آن‌چنان‌که گاهی «عرصه»ی جنگ نرم سخاوت‌مندانه به حیطه‌های ابزاری هم‌چون سینما، تلویزیون، اینترنت و گاه به شکلی سخیف به فضاهایی هم‌چون وبلاگ تقلیل داده می‌شود یا منحرف می‌شود.

شاید اکنون بتوانیم علت بازده پایین طرح‌هایی هم‌چون «اعزام رزمندگان نرم به محیط اینترنت» یا «تربیت صدهزار وبلاگ‌نویس برای جنگ نرم» یا «برگزاری رزمایش جنگ نرم در فضای سایبر» را دریابیم. یک بار دیگر اصول قدرت نرم «نای» را مرور کنیم: مبدأ قدرت، فرهنگ، اقتصاد، حکومت؛ مقصد قدرت، سیاست و حوزهٔ بین‌الملل؛ عرصهٔ قدرت، ذهن و روان انسانی.

آفت سوم، مربوط به نوع کنش‌ها و واکنش‌های مرتبطین با جنگ نرم است. علاوه بر روی‌کرد تقلیلی و تنزلی به فرهنگ و سپس به محیط رسانه، از ابتدای طرح مسئلهٔ جنگ نرم، چه مسئولین دولتی و چه دیگر نهادها چون صداوسیما، تمرکز فعالیتی «انفعالی» و «سلبی» داشته‌اند.

این تحرّکات که عموماً با دوره‌ها، همایش‌ها و برنامه‌های تلویزیونی با عناوین ثابت «نقد» یا «بررسی» همراه است، توجه دست‌اندرکاران و مخاطبان را از سمت اثبات و حضور فعالانه بازداشته است. گویی قرارداد نانوشته‌ای بین دو طرف این «جنگ» امضا شده است: طرف مقابل «فعالیت» می‌کند، طرف دیگر «نقد» می‌کند. به عنوان یکی از صدها، می‌توان این سؤال را پرسید که سازمان صداوسیما به عنوان فراگیرترین رسانه در سطح ملی، ورای پخش برنامه‌های روتین با مجریان و کارشناسان روتین‌تر که ساعاتی با عنوان «نقد فیلم» یا «نقد سریال» یا «نقد جریان» مخاطب خود را سرگرم می‌کنند، چه حرکت فعالانه‌ای در این میانه انجام داده است؟

با درنظر داشتن تفوّق طرف مقابل در تکنیک و گستردگی فعالیت، می‌توان پیش‌بینی کرد که این روی‌کرد سلب‌محورانهٔ صرف که کم‌کم به عنوان روش قطعی «جنگ نرم» جا افتاده است، نتیجه‌ای جز فرسایش، یأس و در نهایت خودباختگی ندارد. این معضل را نیز شاید بتوان نتیجهٔ غلبهٔ همان برداشتی دانست که «قدرت نرم» و «جنگ نرم» را با «جنگ روانی و تبلیغاتی» یکی می‌انگارد.

نکتهٔ آخر در این اشاره را اما خطیرترین عارضه بر پیکرهٔ «جنگ نرم» در کشور می‌دانم. خوش‌بختانه در حیطهٔ «جنگ سخت» و «جنگ فیزیکی» در کشور ما ارگان‌ها و نهادهای مسئول وجود دارند و کم‌تر کسی اجازهٔ نظریه‌پردازی یا تصمیم‌گیری در این‌باره را می‌یابد و این مسئله متولیان خود را داراست.

اما غم‌نامهٔ «جنگ نرم» در ایران روایتی دیگر دارد؛ عدم تعریف و تبیین صحیح این مقوله در کنار فقدان نهادی متمحض در آن، باعث شده است تا گستره‌ای وسیع و پراکنده از نظریه‌پردازان و نظریات حول «جنگ نرم» حاصل آید که رشدی رو به تزاید را حائز شده است. یک جست‌و‌جوی ساده در گوگل، نتیجه‌ای معادل 300٫000 عنوان در اختیار شما قرار خواهد داد که این همه، جدای از اخبار خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های خبری و منابع مکتوب است. بررسی و مرور نتایج جستجوی کلیدواژهٔ «جنگ نرم» در آرشیو ماه جاری خبرگزاری فارس که از علاقه‌مندان این موضوع است، حکایت این آشفته‌بازار نظریه‌پردازی را تحقیق می‌کند. با توجه به این‌که وضع ذهنیت مخاطب یکی از منابع قدرت نرم است، آیا چنین به نظر نخواهد رسید که این تشتت و پراکندگی، خود نوعی مؤلفهٔ قدرتی نرم برای طرف مقابل به حساب آید؟

ورای این همه گفته‌ و ناگفته، حقیقت امر بسیار عیان و در عین حال ناخوشایند است. در همین وادی فرهنگ، ارائه‌ٔ آمارهای ابتدایی ولی مهم و حیاتی هم‌چون «سرانهٔ مطالعهٔ کشور» نشان می‌دهد که وضع حال حاضر در زمان صلح هم تا چه میزان آسیب‌پذیر است، چه رسد به جنگ!

واقعیت تلخ یا شیرین این‌که اگرچه برای مخاطبان غالباً جوان ِ آن‌چه که تحت عناوین چشم‌فریب «جنگ نرم» و «جنگ رسانه» و در قالب کلاس‌ها و کتاب‌ها ارائه می‌شود، در نهایت چیزی جز حیرت و سرگردانی که «چه کار باید کرد؟ بالاخره چه؟ نقش ما چه می‌شود؟» باقی نمی‌ماند، در عوض سهم عمدهٔ اقتصادی و تجاری از این صنعت فرهنگی مورد حمایت دولت به جیب پیمان‌کاران برگزاری همایش‌ها و مسابقات و ناشران و فروشندگان کالاهای شبه‌فرهنگی مرتبط، سرازیر می‌شود.

باری؛ این تنقیدات را در پنج عنوان می‌توان جمع‌بندی کرد: 1. تقلیل قدرت به جنگ؛ 2. تقلیل جنگ به فرهنگ؛ 3. تقلیل فرهنگ به رسانه؛ 4. تقلیل فعالیت به انفعال؛ 5. غلبهٔ وجه اقتصادی و ویترینی.

در پایان، لازم می‌دانم این مسئله را یادآور شوم که حتی در صورت طرح صحیح و مبنایی نظریهٔ «قدرت نرم»، در تعامل با آن از دو نکته نبایستی غفلت کرد:

اول آن‌که این نظریه تنها یک تئوری و مدل قدرت در کنار ده‌ها تئوری ارائه‌شده از سوی دانشگاهیان غربی است که در وهلهٔ اول برای توجیه و گزارش قدرت در غرب ابداع شده‌اند. چه اتفاقی افتاده است که این تئوری چون وحی منزل برای برخی تلقی شده است؟ آیا قدرت تنها در «قدرت نرم» محدود می‌شود؟ چرا دیگر اقسام قدرت، هم‌چون قدرت فلسفی، قدرت هوش‌مند، قدرت ملی، قدرت سیاسی، و قدرت غذایی از دیده پنهان مانده‌اند؟

و آخر آن‌که همین تئوری «قدرت نرم» در وجوه گوناگون خود مورد چالش و نقد متفکرین غربی واقع شده است. آیا هواداران این نظریه هیچ می‌دانند که چهره‌هایی هم‌چون «نیل فرگوسن»، «جوزف جاف» یا «رابرت کیگن» مباحث متنوعی حول ناکاربردی بودن این تئوری ارائه داده‌اند؟ آیا هیچ‌گاه مباحث تشکیکی که توسط افراد مختلف در حوزهٔ اندیشه‌ای غرب دربارهٔ قهری‌ بودن یا کنترلی بودن قدرت نرم، ارتباط میان ساختار و کارگزاری آن، و شرایط تأمین تعادل نرم مطرح شده است، مجالی برای بررسی و بازاندیشی خواهند یافت؟

امید آن‌که با تصحیح این نگاه جنگ‌زده، چنان فرصتی فراهم شود. http://www.parsine.com/fa/news/26670/جنگ-نرم-آسیب‌شناسی-یک-باور


جنگ نرم؛ تبیین مفهومی، پیشینه تاریخی و تاكتیكها

محمد قربانی
کد خبر: ۶۸۶۵۸
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۸۸ - ۲۲:۲۹
تبیین مفهومی

مفهوم جنگ نرم Soft Warfare كه در مقابل جنگ سخت Hard Warfare مورد استفاده واقع می شود دارای تعریفی واحد كه مورد پذیرش همگان باشد نیست و تا حدی تلقی و برداشت افراد، جریان ها و دولت های گوناگون از جنگ نرم متفاوت است.

جان كالینز، تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریكا، جنگ نرم را عبارت از «استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن را برای نفوذ در مختصات فكری دشمن با توسل به شیوه هایی كه موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود» . می داند. (1)

ارتش ایالات متحده در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف نموده است: «جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است كه منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا گروههای دوست است به نحوی كه برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان باشد».

با عنایت به تعاریف فوق، معروفترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریكایی در حوزه «قدرت نرم» نسبت می دهند.

وی در سال 1990 میلادی در مجله «سیاست خارجی» شماره 80 ، قدرت نرم را «توانایی شكل دهی ترجیحات دیگران» تعریف كرد. تعریفی كه قبل از وی پروفسور حمید مولانا در سال 1986 در كتاب «اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در روابط بین الملل» به آن اشاره كرده بود. با این وجود مهمترین كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف نای در سال 2004، تحت عنوان «قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی» منتشر نمود.

بنابراین جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشكال جنگ نرم است.

پیشینه تاریخی

به نظر می رسد جنگ نرم و مفاهیم همسان از قبیل عملیات روانی، جنگ روانی، قدرت نرم، جنگ سفید و... قدمتی به اندازه حیات بشری دارد. نوع نگاه، زوایه دید، ارتباطات چهره به چهره و غیر كلامی ساده ترین والبته قدیمی ترین روش های عملیات روانی و جنگ نرم است. برخی، قدیمی ترین روایت پیرامون جنگ نرم را به نبرد كیدئون با ماد نسبت می دهند كه در این جنگ، سپاهیان كیدئون با افزایش چندین برابری مشعل های لشكریان، باعث فریب و ترس مادها شدند و در نتیجه بدون هیچ درگیری به پیروزی دست یافتند.

با این وجود «جنگ نرم» با مختصات تئوریك و پراتیك جدید خود بعد از شروع جنگ سرد Cold War و در اوج آن یعنی در دهه 1970 با مشاركت اساتید برجسته علوم سیاسی و علوم ارتباطات از جمله جوزف نای، هارولد لاسول، جان كالینز، اعضای برجسته آژانس اطلاعات مركزی آمریكا (سیا) Central Intelligence Agency (CIA و فرماندهان ارشد پنتاگون با تاسیس مركزی تحت عنوان «كمیته خطر جاری» طراحی ، تدوین وعملیاتی شد كه مهمترین هدف آن بمباران تبلیغاتی علیه بلوك شرق و به ویژه شوروی بود كه ظاهراً بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این كمیته به «كمیته صلح جاری» تغییر كرده و همچنان فعال است و كانون تهاجمات روانی آن جهان اسلام و به ویژه جمهوری اسلامی ایران و هواداران منطقه ای آن از جمله حزب اله، حماس و كشورهای دوست ایران می باشد.

كشور ما به دلیل برخورداری از فرهنگ و تمدن كهن ایرانی- اسلامی، اصالت نژادی، وسعت سرزمین، كمیت و كیفیت جمعیت، امكانات نظامی، اقتدار سیاسی، نفوذ منطقه ای و بین المللی، منابع طبیعی، سرمایه اجتماعی، درایت وتوانمندی رهبران فرهنگی وسیاسی، یكپارچگی انسجام ملی و مهمتر از همه تمسك به فرهنگ و مكتب اهل بیت علیهم السلام و التزام به نظریه ولایت فقیه الگویی مترقی و متعالی برای كشورهای اسلامی و عامل مهمی در بیداری و خیزش ملت های اسلامی منطقه است. بنابراین غرب و در راس آن ایالات متحده كانون حملات نرم و براندازانه خود را متوجه ایران اسلامی كرده اند و در كنار تحمیل 8 سال جنگ تحمیلی، كودتاهای گوناگون، حمایت از گروه های ضد انقلابی و ایجاد اغتشاش در كشور، از انواع متدهای جنگ نرم در حوزه های گوناگونی از جمله سینما، تئاتر، رمان و ادبیات داستانی، شعر، رسانه های دیجیتالی، گروه های مجازی و حقیقی، معنویت های ساختگی و عرفان های دروغین و... بهره برده اند كه در مجال خود به تفصیل به این عرصه ها خواهیم پرداخت.

تاكتیك های جنگ نرم

1) برچسب زدن

بر اساس این تاكتیك، رسانه ها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل كرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند. گاهی هدف از این عملكرد، آن است كه ایده، فكر یا گروهی محكوم شوند، برای آنكه استدلالی در محكومیت آنها آورده شود.(4)

به عنوان مثال ، رسانه های كشورهای غربی با منفی سازی مفهوم «بنیادگرایی» Fundamentalism و اطلاق آن به كشورهای اسلامی ، سعی دارند چهره منفی ای از این كشورها در اذهان عمومی مخاطبین خود القاء و ایجاد كنند.

برچسب زنی یا اسم گذاری (برچسب به یك فكر و یا عقیده زدن) برای تحریك به رد فكری و اندیشه ای بدون بررسی شواهد مورد استفاده قرار گیرد.(5)

به عنوان مثال غربی ها به مقاومت مشروع مردم مظلوم فلسطین و لبنان، برچسب تروریسم می زنند و حملات ایران از این مبارزین را حمایت از تروریسم می نامند و با تبلیغات رسانه ای افكارعمومی را دستكاری می كنند.

2) تلطیف و تنویر

از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با كلمه ای پر فضیلت) استفاده می شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق كنیم.(6)

رسانه های ارتباط جمعی از سویی مفهوم «حقوق بشر و آزادی» را پر فضیلت جلوه داده و از سوی دیگر غرب را مهد‌ آزادی و مدافع حقوق بشر قلمداد می كنند در حالیكه بیشترین نقص حقوق بشر و آزادی در این كشورها صورت می گیرد.

3) انتقال

انتقال یعنی اینكه اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول تر كردن آن منتقل شود.

استفاده از نمادهای مذهبی و یا ملی و انتساب به اشخاص و جریان هایی كه مورد احترام توده های عمومی مردم هستند تاكتیك انتقال نامیده می شود.

در این تاكتیك از ابزارهای گوناگون از جمله طنز، كایكاتور، داستان كوتاه، شعر و موسیقی و... استفاده می شود.

4) تصدیق

تصدیق یعنی اینكه شخصی كه مورد احترام یا منفور است بگوید فكر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است.(7)

حمایت اشخاص معروف (سیاستمداران، هنرمندان، ورزشكاران، دانشمندان و...) و گروههای فرهنگی، سیاسی واجتماعی از فردی یا جریانی تصدیق نامیده می شود.

5) شایعه

شایعه در فضایی تولید می شود كه امكان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذیر نباشد. به عبارتی شایعه در جایی ایجاد می شود كه خبر نباشد و یا خبر از منابع موثق منتشر نگردد. شایعه انتقال شفاهی پیامی است كه برای برانگیختن باور مخاطبان و همچنین تاثیر در روحیه آنان ایجاد می شود. مطالب كلی شایعه باید حول محورهای اساسی و مهمی باشد كه مخاطب نسبت به آن حساسیت بالایی دارد.

هر شایعه در برگیرنده بخش قابل توجهی از واقعیت می تواند باشد (تاكتیك تسطیح در شایعه سازی) ولی ضریب نفوذ آن بستگی به درجه ابهام و اهمیت آن دارد. در واقع هرچقدر شایعه پیرامون مسائل «مبهم» و «مهم» باشد همان مقدار ضریب نفوذ آن افزایش می یابد.

با توجه به موضوع و جامعه هدف، شایعات گوناگونی تولید می شوند كه عبارتند از شایعات تفرقه افكن، هراس آور، امید بخش، آتشین، خزنده، دلفینی یا غواصی(كه به تناسب زمان تولید و بعد از تاثیر گذاری برای مدتی خاموش و دوباره با ایجاد زمینه های ذهنی لازم در جامعه، ایجاد می شود)

در شایعه سازی از تاكتیك های گوناگون از جمله تسطیح، همانند سازی، برجسته سازی (بزرگنمایی) و... نیز استفاده می شود.

6) كلی گویی

«محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی كه از سوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می شود، مورد كنكاش قرار نمی گیرد. تولیدات رسانه های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی مانند جهانی شدن، دموكراسی، آزادی، حقوق بشر و... است. اینها مفاهیمی هستند كه بدون تعریف و توجیه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص بكار گرفته می شوند» (8)

در واقع كلی گویی عبارت است از ایجاد ارتباط نظر و عملی خاص با مفهومی ویژه تا مخاطب بدون بررسی دلایل، شواهد و قرائن، آن نظر و عمل را بپذیرد.

تاكتیك كلی گویی، تاكتیكی است كه سعی می شود ذهن مخاطب متوجه حواشی و شاخ و برگ نشده و در رابطه با هسته مركزی پیام، حساسیت نداشته و آن را بدون بررسی و كنكاش بپذیرد كه به همین دلیل برخی این تاكتیك را «بی حس سازی مغزی» نیز می نامند.

در بیانیه هایی كه توسط دستگاه دیپلماسی كشورهای غربی منتشر می شود از این تاكتیك استفاده می كنند كه ضمن كلی گویی به مقاصد و اهداف خود نایل شوند.

7) دروغ بزرگ

این تاكتیك قدیمی كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب كردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می گیرد. بدین معنی كه پیامی را كه به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان می كنند و مدام بر «طبل تكرار» می كوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب كند. معروفترین استفاده این تاكتیك در زمان آدولف هیتلر و توسط رئیس دستگاه تبلیغاتی نازی ها، گوبلز بوده است. گوبلز می گوید: «دروغ هرچه بزرگتر باشد، باور‌ آن برای مردم راحت تر است». (9)

در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری اخیر شایع شد كه مبلغی حدود 18 میلیارد دلار از كشور خارج و به شكلی(مضحك!) به یكی از كشورهای همسایه وارد شده است. این دروغ به قدری بزرگ بود كه برخی آن را باور كردند(!) در حالیكه میزان درآمد سالیانه كشور از 90 میلیارد دلار كمتر است و این حجم مالی یعنی چیزی حدود 20 درصد درآمد كشور. این دروغ بزرگ كه توسط رسانه ای ضد انقلاب ماساژ می شد عده ای را به تردید و در مواردی به پذیرش آن وادا شته بود.

8) پاره حقیقت گویی

گاهی خبر یا سخنی مطرح می شود كه از نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه ای به هم پیوسته و مرتب است كه اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد. این رویه رایج رسانه هاست كه معمولاً متناسب با جایگاه و جناح سیاسی كه به آن متمایل هستند، بخشی از خبر نقل و بخشی را نقل نمی كنند. خبر هنگامی كامل است كه عناصر خبری در آن، به شكل كلی مطرح شوند. اما چنانچه یكی از عناصر خبری شش گانه (كه، كجا، كی، چرا، چه، چگونه) در خبر بیان نشود، خبر ناقص است.

در تاكتیك «پاره حقیقت گویی» حذف یكی از عناصر به عمد صورت می گیرد و بیشتر اوقات عنصر «چرا» حذف می شود.

نوع تیترها و محتوای روزنامه ها و رسانه ها در مواقع سخنرانی مقامات عالی نظام نشانگر بهره گیری از این تاكتیك است.

9) انسانیت زدایی و اهریمن سازی

یكی از موثرترین شیوه های توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت)، «انسانیت زدایی» است. چه اینكه وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن مخاطب ظاهر شد، می توان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را توجیه كرد.

در این تاكتیك با استفاده از برچسب زنی صفات منفی به حریف از جمله دزد، قاتل، دروغگو و... به توجیه حملات و تهاجمات علیه رقیب می پردازند.

قبل از حمله آمریكا به افغانستان و عراق ، رسانه های ایالات متحده با استفاده از اخبار و القاب گوناگونی تصویری مملو از رفتارهای تروریستی ، وحشی گرانه و ضد انسانی از طالبان و صدام در ذهن مخاطبان خویش القا می كردند به گونه ای كه تروریست و صدام مترادف قلمداد می شد.

10) ارائه پیشگویی های فاجعه آمیز

در این تاكتیك با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه های جنگ روانی (از جمله كلی گویی، پاره حقیقت گویی، اهریمن سازی و...) به ارائه پیشگویی های مصیبت بار می پردازند كه بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افكار وی را هدایت نمایند.

از این تاكتیك در تبلیغات انتخاباتی استفاده می شود كه نمونه های بسیاری از آن را می توان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری بر شمرد.

ارائه اخبار و آمارهای آلوده به دروغ از وضعیت سیاسی، اقتصادی كشور و فاجعه آمیز بودن آینده كشور در صورت تداوم وضع موجود، ذیل این تاكتیك تعریف می شود كه شعار «تغییر» نیز در این رابطه از سوی یكی از نامزدها پیگیری می شد.

11) قطره چكانی

در تاكتیك قطره چكانی، اطلاعات و اخبار در زمان های گوناگون و به تعداد بسیار كم و به صورتی سریالی ولی نا منظم در اختیار مخاطب قرار می گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یك بازه زمانی آن را پذیرا باشد.

12) حذف (سانسور)

در این تاكتیك سعی می شود فضایی مناسب برای سایر تاكتیك های جنگ نرم به ویژه شایعه خلق شود تا زمینه نفوذ آن افزایش یابد. در این تاكتیك با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهمتر از آن ابهام می پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می شود.

13) جاذبه های جنسی

استفاده از نمادهای اروتیكال از تاكتیك های مهم مورد استفاده رسانه های غربی است به طوری كه می توان گفت اكثر قریب به اتفاق برنامه های رسانه های غربی از این جاذبه در جهت جذب مخاطبان خویش به ویژه جوانان كه فعالترین بخش جامعه هستند، بهره می گیرند. به طوری كه در شرایطی فعلی «مانكن ها» از جمله افراد پردرآمد در غرب محسوب می شوند كه در تبلیغات و آگهی های تجاری از آن ها بهره می گیرند.

استفاده از گویندگان خبری با ظاهری اروتیكال از جمله مصادیق این تاكتیك تلقی می شود كه ضمن جذب مخاطب، موجب ارتقاء سطح اثرپذیری پیام و غفلت از هسته مركزی و ادبیات آن می شود.

14) ماساژ پیام

در ماساژ پیام، از انواع تاكتیك های گوناگون (حذف، كلی گویی، پاره حقیقت گویی، زمان بندی، قطره چكانی و...) جنگ نرم استفاده می شود تا پیام بر اساس اهداف تعیین شده شكل گرفته و بتواند تصویر مورد انتظار را در ذهن مخاطب ایجاد كند. در واقع در این متد ، پیام با انواع تاكتیك ها ماساژ داده می شود كه از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.

15) ایجاد تفرقه و تضاد

ازجمله اموری كه در فرآیند جنگ نرم مورد توجه واقع می شود، تضعیف از طریق تزریق تفرقه در جامعه هواداران و حامیان حریف است. ایجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقیب باعث عدم انسجام و یكپارچگی شده و رقیب را مشغول مشكلات درونی جامعه حامیان خود می كند و از این طریق از اقتدار و انرژی آن كاسته و قدرتش فرسوده شود.

ایجاد تفرقه و تضاد موجب ایجاد «گسست» شده و در جامعه ای كه به لحاظ طبیعی این گسست ها وجود داشته باشند ، تقویت می شوند؛ از قبیل گسست قومیت ، مذهب، دین، جنسیت، زبان، نژاد و... .

مهمترین هدف این تاكتیك، ایجاد گسست بین مردم و نظام سیاسی است كه باعث تزلزل و تنزل اعتماد عمومی مردم و مقبولیت و پذیرش رژیم سیاسی می شود.

این تاكتیك به شدت مورد توجه بنگاه های خبرپراكنی و استكبار جهانی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است و در چند ماهه اخیر بر شدت بهره گیری از آن افزوده اند.

16) ترور شخصیت

در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فیزیكی جای خود را به ترور شخصیت داده است. در زمانی كه نمی توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیكی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه ای و انواع تاكتیك ها از جمله بزرگ نمایی، انسانیت زدایی و اهریمن سازی، پاره حقیقت گویی و... وی را ترور شخصیت می كنند و از این طریق باعث افزایش نفرت عمومی و كاهش محبوبیت وی می شوند.

دشمنان انقلاب و نظام اسلامی با استفاده از این تاكتیك و بهره گیری از ابزار طنز، كاریكاتور، شعر، كلیپ های كوتاه و... كه عموماً از طریق اینترنت و تلفن همراه ، پخش می شود به ترور شخصیت برخی افراد سیاسی و فرهنگی موجه و معتبر در نزد مردم می پردازند.

17) تكرار

برای زنده نگه داشتن اثر یك پیام با تكرار زمان بندی شده، سعی می كنند این موضوع تا زمانی كه مورد نیاز هست زنده بماند. در این روش با تكرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند.(11)

تكرار از لحاظ روان شناسی در تشكیل «عادت» بسیار مفید است به ویژه اگر با دقت توام باشد. بدون تكرار، تثبیت و تقویت دقیق تر، «عادت» میسر نخواهد شد. روش تكرار از قواعد خاصی پیروی می كند زیرا فاصله های تكرار، نباید چنان دراز باشد كه سبب محو شدن آثار قبلی شود و نه چندان كوتاه باشد كه ملال انگیز و خسته كننده شود.(12)

به عبارت دیگر، تكرار مثل ضربه های پیاپی چكش است كه سرانجام میخ را می كوبد و به داخل می راند. بنابراین فرستنده پیام امیدوار است كه این شكلی از ضربه زدن مداوم، باعث دریافت نكات پیام شود.

القاء «دروغ بزرگ» تقلب در انتخابات و تكرار آن ذیل این تاكتیك تعریف و توجیه می شود. هزاران سایت اینترنتی همزمان با دهها شبكه تلویزیونی غربی ، با «تكرار» «دروغ بزرگ، تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم ، سعی در مخدوش كردن ذهنیت عمومی جامعه ایرانیان و تضعیف اعتماد ملی داشتند.

18) توسل به ترس و ایجاد رعب

در این تاكتیك از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن، به منظور تضعیف روحیه و سست كردن اراده آنها استفاده می شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می كنند كه خطرات و صدمه های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممكن كرده است و از این طریق، آینده ای مبهم و توام با مشكلات و مصائب برای افراد ترسیم می كنند.(13)

در مواردی از تاكتیك توسل به ترس، برای انسجام و وحدت جبهه خودی در مقابل یك تهدید یا دشمن خارجی استفاده می شود.

پیش از حمله ایالات متحده به عراق در مارس 2003 رسانه های آمریكایی تلاش تبلیغاتی گسترده ای انجام دادند كه عراق به تولید جنگ افزارهای هسته ای می پردازد و حامی تروریسم است و با این شیوه سعی كردند تا افكار عمومی از رژیم سیاسی عراق و صدام حسین- كه انسانیت زدایی شده بود- احساس ترس كند و برای حمله آمریكا توجیه سازی شود.

از طرفی دیگر به شهروندان عراقی چنین القاء می شد كه آمریكا دنبال تغییر رژیم سیاسی عراق - كه حامی تروریسم است- بوده و به دنبال ایجاد فضای آزاد در جامعه عراق هست و خواهان تحقق دموكراسی برای آنان بوده و این جنگ مورد حمایت سایر كشورها و نیز سازمان ملل است.

از سوی دیگر دستگاه تبلیغات روانی آمریكا به نیروهای عراقی هشدار داده بود كه با بزرگترین و مخربترین تسلیحات نظامی جهان مورد هجوم قرار خواهند گرفت ، بنابراین به سود آنها خواهد بود كه تسلیم نیروهای متحد گشته و كشورشان از شر صدام حسین رها شود. در حالی كه عراق بعد از چند سال از سقوط صدام، هنوز درگیر بحران اختلافات داخلی است و مركز پرورش تروریسم در منطقه شده است.

19) مبالغه

مبالغه یكی از روشهایی است كه با اغراق كردن و بزرگ نمایی یك موضوع، سعی در اثبات یك واقعیت دارد. كارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می كنند.

غربی ها همواره با انعكاس مبالغه آمیز دستاوردهای تكنولوژیك خود و اغراق در ناكامی های كشورهای جهان اسلام سعی در تضعیف روحیه مسلمانان در تقابل با تمدن غربی دارند.

20) مغالطه

مغالطه شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور كه بهترین یا بدترین مورد ممكن را برای یك فكر، برنامه ، شخص یا محصول ارائه داد.

متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یكسان می دانند. این روش ، انتخاب استدلال ها یا شواهدی است كه یك نظر را تایید می كند و چشم پوشی از استدلال ها یا شواهدی كه آن نظر را تائید نمی كند.(14)

ادامه دارد...

منابع:

1. جان. ام. كالینز، استراتژی بزرگ (اصول و رویه ها)، ترجمه كوروش بایندر، تهران : انتشارات دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، 1370،ص 487 .

2. وی.ای .دی، جنگ روانی، ترجمه گروه علوم انسانی جهاد دانشگاهی، تهران : دفتر مركزی جهاد دانشگاهی، بی تا، ص 12.

3. بی نا، جنگ روانی ، تهران: معاونت سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، بی تا، ص 9 .

4. مریم كلانتری، سایت مركز تحقیقات و مطالعات رسانه ای همشهری .

5. ورنر سورین- جیمز تانكارد، نظریه های محورهای ارتباطات، ترجمه دكتر علیرضا دهقان، تهران : انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1384، ص 152.

6. همان ، ص 158.

7. همان ، ص 165.

8. سیدحسین محمدی نجم، فصلنامه عملیات روانی، سال سوم، شماره 9، سال 1384.

9. محمد سلطانی و شهناز هاشمی، پوشش خبری، تهران: انتشارات سیمای شرق، 1382 ، ص25 .

10. همان، ص 47 .

11. همان .

12. محمد دادگران، افكار عمومی و معیارسنجی آن ، تهران: مروارید، 1382.

13. محمد شیرازی، جنگ روانی و تبلیغات، مفاهیم وكاركردها ، تهران: انتشارات نمایندگی ولی فقیه در سپاه، 1376.

14. ورنرسورین، جیمز تانكارد، نظریه های ارتباطات، ص 8-167. http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=68658



استعمال جنگ نرم از زبان مسولان ایران:
استاندار خراسان‌رضوی:
شناخت صحیح سیره اهل‌بیت (ع) راهکار مقابله با جنگ نرم دشمنان است
خبرگزاری فارس: استاندار خراسان‌رضوی گفت: معرفت‌شناسی نسبت به ائمه اطهار و شناخت صحیح از سیره اهل‌بیت (ع) در مقابله با تهدیدات و جنگ نرم دشمنان نظام بسیار تاثیرگذار است.
استانها - 1391/06/21
مدیرکل ارشاد جنوب کرمان:
احیای فرهنگ اصیل بومی از راه‌های مقابله با جنگ نرم است
خبرگزاری فارس: مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی جنوب کرمان گفت: با توجه به اینکه دشمن جنگ نرم را علیه ما آغاز کرده است، یکی از راه‌های مقابله با این جنگ احیای فرهنگ اصیل بومی است.
استانها - 1391/06/21
سردار جمیری:
دانشجویان در خط مقدم مقابله با جنگ نرم دشمن قرار دارند
خبرگزاری فارس: فرمانده سپاه امام صادق(ع) استان بوشهر گفت: دانشجویان بسیجی در خط مقدم مقابله با جنگ نرم دشمن قرار داشته و نقش مهمی در بیداری اسلامی دارند.
استانها - 1391/06/21
عشرت شایق:
غفلت کنیم جنگ نرم از درون خانه‌های ما رشد می‌کند
خبرگزاری فارس: مدیر مقابله با تهدیدات نرم مرکز بسیج صدا و سیما گفت: خانواده‌ها با شناخت فضای مجازی باید بشناسند و بدانند که فرزندانشان در این دنیای مجازی تا کجا پیش می‌رود نه این که در غفلت به سر برده و شاهد آن باشیم که یک گوشه، جنگ نرم در همین خانه‌های ما رشد کرده است.
استانها - 1391/06/21
در راستای مقابله با جنگ نرم
شاخصه‌های فرهنگی برای جوانان تبیین شود
خبرگزاری فارس: فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه شهرستان بویین زهرا گفت: محور‌های فرهنگی کشور در راستای مقابله با جنگ نرم باید افزایش یافته و شاخصه‌های آن برای جوانان تبیین شود.
استانها - 1391/06/19
با محوریت جنگ نرم، تهدیدها و فرصت‌ها
شورای فرهنگ عمومی بویین زهرا برگزار شد
خبرگزاری فارس: بیست و نهمین جلسه شورای فرهنگی عمومی شهرستان بویین زهرا با محوریت جنگ نرم، تهدیدات و فرصت‌ها برگزار شد.
استانها - 1391/06/19
فرمانده سپاه ناحیه نکا:
مبارزه با جنگ نرم اولویت برنامه‌های بزرگداشت دفاع مقدس است
خبرگزاری فارس: فرمانده سپاه ناحیه نکا گفت: مبارزه با جنگ نرم اولیت برنامه‌های بزرگداشت هفته دفاع مقدس است.
استانها - 1391/06/19
استاد حوزه و دانشگاه:
مداحان در جنگ نرم فرماندهان اسلام هستند
خبرگزاری فارس: استاد حوزه و دانشگاه گفت: مداحان فرماندهان جنگ جبهه نرم و در این جبهه، فرماندهان اسلام هستند، کسانی که پرچم را در دست گرفته‌اند و اسلام را در این پیچ خطرناک حفظ می‌کنند، مداحان هستند.
استانها - 1391/06/19
جانشین فرماندهی انتظامی استان بوشهر:
پلیس با جدیت در خط مقابله با جنگ نرم قرار دارد
خبرگزاری فارس: جانشین فرماندهی انتظامی استان بوشهر گفت: با توجه به توطئه‌های دشمنان نظام علیه کشور و تغییر شیوه حملات دشمن، پلیس با جدیتی بیش از پیش در خط مقابله با جنگ نرم قرار دارد.
استانها - 1391/06/19
با محوریت جوانان و جنگ نرم برگزار شد
همایش شجره طیبه صالحین در دانسفهان
خبرگزاری فارس: همایش شجره طیبه صالحین با محوریت جوانان و جنگ نرم در شهر دانسفهان برگزار شد.
استانها - 1391/06/17
گزارش فارس از نشست «جنگ نرم از منظر رسانه» ‌‌
«جنگ رسانه‌ای» ضلع مهم مثلت «جنگ نرم» است‌
خبرگزاری فارس: سرپرست خبرگزاری فارس استان قم با اشاره به اینکه جنگ رسانه‌ای یکی از اضلاع مهم مثلث جنگ نرم است تصریح کرد: غربی‌ها با استفاده از رسانه‌های خود تصویر اشتباهی از ایران و اسلام را به مخاطبان ارائه می‌دهند.
استانها - 1391/06/16
جانشین فرمانده سپاه شهدا:
بهره‌گیری از استعدادهای هنری رمز موفقیت در عرصه جنگ نرم است
خبرگزاری فارس: جانشین فرمانده سپاه شهدای آذربایجان‌غربی گفت: در شرایط کنونی مهم‌ترین رمز موفقیت در عرصه جنگ نرم بهره‌گیری از استعدادهای هنری جامعه است.
استانها - 1391/06/16
معاون استاندار خراسان جنوبی:
تهدیدات جنگ نرم دشمنان باید برای نسل جوان اطلاع‌رسانی شود
خبرگزاری فارس: معاون استاندار خراسان جنوبی به طراحی جنگ نرم دشمنان برای ضربه زدن به نظام ی ایران اشاره کرد و گفت: باید تهدیدات جنگ نرم برای جوانان اطلاع‌رسانی شود.
استانها - 1391/06/14
مسئول بسیج دانشجویی استان قزوین:
طرح ولایت اردوگاهی برای مقابله با جنگ نرم دشمن است
خبرگزاری فارس: مسئول بسیج دانشجویی استان قزوین گفت: طرح ولایت اردوگاهی برای مقابله با جنگ نرم دشمن است که مقام معظم رهبری بارها به آن تاکید داشته است.
استانها - 1391/06/14
کارشناس مسائل فرهنگی و اجتماعی:
جنگ نرم معاندان نظام را جدی بگیریم
خبرگزاری فارس: کارشناس مسائل فرهنگی و اجتماعی گفت: جنگ نرم معاندان نظام را جدی بگیریم.
استانها - 1391/06/14
در مشهد مقدس صورت گرفت
برگزاری کارگاه‌های جنگ نرم و حلقه‌های علمی بسیج اساتید
خبرگزاری فارس: کارگاه‌ تخصصی جنگ نرم و حلقه‌های علمی در دومین روز اجلاس سالانه بسیج اساتید برگزار شد.
دانشگاه - 1391/06/14
فرماندار آمل:
مدیران فرهنگی فرماندهان خط مقدم در جنگ نرم هستند
خبرگزاری فارس: فرماندار آمل گفت: مدیران فرهنگی در خط مقدم جنگ نرم دشمن جای دارند و فرماندهان این نبرد نابرابر هستند.
استانها - 1391/06/13
امام جمعه اردل:
معرفی الگوهای ایثار لازمه موفقیت در جنگ نرم با دشمن است
خبرگزاری فارس: امام جمعه اردل گفت: برای مقابله با جنگ نرم دشمن و ترویج فرهنگ ایثار و از خودگذشتگی باید الگوهای ایثار و شهادت را به نسل جوان معرفی کرد.
استانها - 1391/06/12
فرمانده بسیج عشایری چهارمحال و بختیاری:
فرهنگ غنی اسلامی عامل پیروزی در جنگ نرم با دشمن است
خبرگزاری فارس: فرمانده بسیج عشایری چهارمحال و بختیاری گفت: ملت بزرگ ایران برای مقابله با دشمن در جنگ نرم، از یک فرهنگ غنی اسلامی برخوردار است که با تکیه بر این فرهنگ می‌توان در مقابل این تهدیدات نرم دشمن با صلابت ایستاد.
استانها - 1391/06/12
فرمانده سپاه نبی‌اکرم(ص) استان کرمانشاه:
جنگ نرم، تفکر و اعتقادات جوانان را نشانه گرفته است
خبرگزاری فارس: فرمانده سپاه نبی‌اکرم(ص) استان کرمانشاه گفت: جنگ نرم، تفکر و اعتقادات آحاد جامعه به‌خصوص جوانان را نشانه گرفته است.
استانها - 1391/06/12
  [1]   2   3    صفحه بعد >  
http://search.farsnews.net/DoSearch.aspx?location=title&query=%D8%AC%D9%86%DA%AF+%D9%86%D8%B1%D9%85&SearchSubmit=%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88&s3=y&s2=y&s6=y&s1=y&s4=y&s7=y&s15=y&s13=y&s14=y&s11=y&s21=y&s30=y&s22=y&s32=y&date=thisMonth&dateFrom=80%2F01%2F01&dateTo=89%2F07%2F09