تبلیغات
امیرالمومنین حیدر (علیه السلام) - من یک محجبه ام لطفامرامسخره کنید!
 
امیرالمومنین حیدر (علیه السلام)
به امید انقلاب معرفتی
درباره وبلاگ


باسلام
خدمت دوستان عزیز این وبلاگ با هدف افزایش بصیرت ایجاد گردیده دور از نظر نیست که انتقاداتی نیز بر آن وارد خواهد بود لطفا با پیشنهادهای ارزشمند و نظرات گرانبهای خویش ما را در پیشبرد اهداف متعالی اسلام و مسلمین یاری فرمایید. اجرکم عند الله و من الله توفیق

مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
با تشکر فراوان از اینکه به ما سر زدید مطالب سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟







من یک محجبه ام.... لطفا مرا مسخره کنید.... همانگونه که:

نوح را مسخره کردند. (هود (11):38)

موسی را مسخره کردند. (شعراء (26): 25)

پیامبر قوم عاد را مسخره کردند. (احقاف (46): 26)

و در یک کلمه مسخره شدن، تنها شکنجه ی مشترکی بود که همه ی پیامبران آن را تجربه کردند. (حجر (15):11)

سخت ترین شکنجه ای که بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وارد آمد. تا آن که خدا برای دلجویی رحمه للعالمین اینگونه فرمود: (اگر تو را استهزا کنند نگران نباش،) پیامبران پیش از تو را (نیز) استهزا کردند. (انعام(6):10 و رعد (13): 32 و انبیاء (21): 41).


اما بدانید خداوند وعده داده است:

از آنان روی گردان! ما شرّ مسخره کنندگان را از تو دفع خواهیم کرد. (حجر (15) :95)

تا در روز قیامت بگویند: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره کنندگان (آیات او) بودم!» (زمر (39): 56).

پس مرا هم مسخره کنید!

مادرم زهرا(س) جلوی نابینا هم حجابش را حفظ کرد! من هم یک محجبه ام ! الگویم زهراست!


پس تا میتوانید مسخره کنید در من اثری نخواهد داشت.


دختر خانم‌های بدحجاب این کتاب را بخوانند



راوی داستان «امل»، فلسطینی الاصل که زاده خانواده ای تحصیل کرده و مسلمان بوده، در سرزمینی دیگر (استرالیا) تولد یافته و اکنون به نوجوانی رسیده است. دختری پرشور، با هوش و پر هیجان که در بحرانی ترین سنین زندگی عظیم ترین تصمیم خود را مبنی بر اتخاذ حجاب به صورت دائم (یا به قول خودش فول تایم شدن) را می گیرد.

به گزارش صابرنیوز، رمان «بهم می آد»؟! فردا (یکشنبه) ۸ اردیبهشت با حضورحجت الاسلام محمدرضا زائری ،دکتر حسام الدین آشنا و دکتر شهاب اسفندیاری در کافه کراسه رونمایی می‌شود.متن زیر معرفی این کتاب است که در روزنامه فرهیختگان نیز منتشر شده است.


کتاب بهم میاد نوشته «رنده عبد الفتاح» علی رغم عنوان عجیب خود (که شاید به قول بخشی از داستان در ترجمه به فنا رفته!) و طراحی جلد نه چندان گیرا، از آغاز و کششی بسیار عالی برخوردار است؛ به طوری که خواننده در مواجه اول رغبت زیادی برای دنبال کردن ماجرا می یابد.
راوی داستان «امل»، فلسطینی الاصل که زاده خانواده ای تحصیل کرده و مسلمان بوده، در سرزمینی دیگر (استرالیا) تولد یافته و اکنون به نوجوانی رسیده است. دختری پرشور، با هوش و پر هیجان که در بحرانی ترین سنین زندگی عظیم ترین تصمیم خود را مبنی بر اتخاذ حجاب به صورت دائم (یا به قول خودش فول تایم شدن) را می گیرد.

ادبیات آمیخته به طنز و در عین حال روان نویسنده که گویی خاطره نویسی نوجوانی زبر دست در دفتر روزانه اش است؛ میل به ادامه را برای یافتن انتهای مسیر ماجرا های او در خواننده افزایش می دهد.

می توان گفت نویسنده به نحو مناسبی تمام احوالات یک نوجوان مانند ترس از رویارویی با قضاوت دیگران، کنش های او با والدین، میل به رجوع به فطرت و پاکی، دوستی های شیرین نوجوانی ، علاقه های آتشین به جنس مخالف، خستگی از نصیحت شنوی و گاهآ یک طرفه به قاضی رفتن را به خوبی به نمایش گذاشته ؛ در عین حال بازگویی های «امل» با وجدان خود امکان نتیجه گیری های اخلاقی را در عین بی طرفی بیشتر کرده است.

داستان بر بستر جامعه ای جاریست که دین اسلام مبیّن خشونت بوده و مسلمانان تروریست ویا کاکا سیاه های بی ارزش خوانده می شوند .در این فضا شخصیت اصلی داستان در نبردی باخود و دنیای خارج تلاش دارد مسائلی را که با پذیرش شاخص ترین نماد دین (حجاب) با آن مواجه می شود را به نحو احسن مدیریت کند.

نویسنده در تلاش بوده با گسترده کردن دایره تعاملات دختر و اعضای خانواده او، تصویر روشنی از جامعه اقلیت مسلمان و تعاملات آنها در محیط میزبان (استرالیا) به خواننده بدهد.

کنش های میان امل و دوستان غیر مسلمان خود (سیمونه و الین) که با شادابی ها و هیجان های دوره بلوغ آمیخته شده ؛ رفتار دوستانه و جانبدارانه دبیر مدرسه (آقای پیرس) در کنار برخورد منطقی آمیخته به ترس مدیر مدرسه (خانم والش)، جریان های دوستی و خصومت های حاکم بر محیط کلاس ، نمایش تضاد های ناشی از آمیختگی سنت غلط و خرافه با دین ( در خانواده بهترین دوست او لیلا) ، خود باختگی و گریز از اصل به دلیل همرنگ جماعت شدن (که در خوانواده دایی جو، عمه ماندی و دوست صمیمی او یاسمین وجود دارد) تعامل او با پسرغیر مسلمانی که مورد علاقه اوست (آدام) ونیز همسایه پیر و تلخی که در اثر تدابیر نرم و انسان دوستانه مادر امل و رفتارهای او زندگی دیگری می یابد؛ همه و همه حلقه های اتصال ماجراست.

در نهایت، داستان به گونه ای نیمه روشن وخوش بینانه که نوید آینده ای روشن تر را در گرو انتخاب های صحیح می دهد به پایان می رسد.

مطالعه این داستان دقائق شیرین و تأمل برانگیزی را برای مخاطب رقم می زند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:44 ق.ظ
Excellent post. I will be facing many of these issues as
well..
شنبه 14 مرداد 1396 10:20 ب.ظ
WOW just what I was searching for. Came here by searching for What
makes you grow taller during puberty?
شنبه 7 مرداد 1396 11:18 ق.ظ
you are in point of fact a good webmaster. The web site loading pace is incredible.
It sort of feels that you are doing any distinctive trick.
Also, The contents are masterwork. you have performed
a magnificent job in this subject!
سه شنبه 6 تیر 1396 06:45 ق.ظ
Sweet blog! I found it while browsing on Yahoo News.
Do you have any suggestions on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!

Many thanks
دوشنبه 5 تیر 1396 09:58 ق.ظ
Hey there, You've done a fantastic job. I'll certainly
digg it and for my part suggest to my friends. I am sure they
will be benefited from this web site.
یکشنبه 21 خرداد 1396 11:30 ق.ظ
Fantastic web site. A lot of helpful info here. I am sending it
to several buddies ans also sharing in delicious. And of course,
thank you on your effort!
پنجشنبه 18 خرداد 1396 08:55 ب.ظ
Thanks for your personal marvelous posting! I seriously enjoyed reading it, you
may be a great author. I will make certain to bookmark
your blog and will come back sometime soon. I want to encourage that
you continue your great work, have a nice day!
شنبه 13 خرداد 1396 04:27 ق.ظ
An outstanding share! I've just forwarded this onto a co-worker who has been conducting a little homework on this.

And he actually bought me dinner because I stumbled upon it for him...
lol. So allow me to reword this.... Thank YOU for the meal!!
But yeah, thanks for spending some time to discuss this issue here on your internet site.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 04:21 ب.ظ
I think that what you said was actually very reasonable.

But, consider this, what if you added a little content?
I ain't suggesting your content is not solid., but
what if you added a post title to maybe grab folk's attention? I mean امیرالمومنین
حیدر (علیه السلام) - من یک محجبه ام لطفامرامسخره
کنید! is a little vanilla. You could glance at Yahoo's front page and note how they write news titles to get viewers to click.

You might try adding a video or a picture or two to get people interested about what you've
written. Just my opinion, it might bring your posts a
little livelier.
دوشنبه 15 دی 1393 11:04 ب.ظ
عالی
دوشنبه 15 دی 1393 11:04 ب.ظ
عالی
دوشنبه 15 دی 1393 11:04 ب.ظ
عالی
سه شنبه 20 فروردین 1392 07:46 ق.ظ
وبلاگ خود را به فهرست وبلاگ های فارسی اضافه کنید.

www.blogdir.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


..
-..-.-.-.-. lll
lll lll
......

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

....... ...
... ... ...Online User....888

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری

...
IranSkin go Up
.... تماس با ما ....
....تبلیغات
..... ... ... ...
 
 
بالای صفحه